محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

173

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

نظم يكى لشكر آراست گردون اساس * حساب و شمارش برون از قياس صفى چند هر يك ثوابت عدد * بر ايشان ز لطف الهى مدد همه صف در آن همچو برّنده تيغ * همه تيغ باران چو بارنده ميغ چو قوس قزح هر يكى را كمان * چو ثعبان بدست آتش افشان سنان چو خورشيد بر سر همه خود زر * فكنده بدوش آسمان سان سپر بخفتان پولاد پوشيده تن * زره‌ها چو داود سان بر بدن كجيم زراندود بر مركبان * چو در كوى زر مهر گرم و روان و از آنطرف نيز سپاه يأجوج هجوم روم ، به قصد ستيز و خونريزى از جاى برآمده و در مقابله بعزم مقاتله صفها آراسته ، ميمنه و ميسره و قلب و جناح و ساقه و كمينگاه را بوجود پردلان شجاعت آثار و دلاوران شهامت كردار زيب و زينت دادند و هر يك از آن ديو صفتان و سبع سيرتان ، بعزيمت انتقام در محل و مقام خود قرار گرفته بقانون ارباب جدال و آئين اصحاب قتال بر جاى ايستادند . نظم كشيدند آن قوم يأجوج كيش * سپاهى ز كثرت ز يأجوج بيش به صورت چو ديو و بسيرت چو دد * ز ريگ بيابان فزونشان عدد تفگها بدوش از پى كارزار * همه مارها بودشان مهره‌دار برآورده از دوش هر بد گهر * يكى مار چون مار ضحاك سر چو آن اژدها گشتى آتش فشان * نديدى كس از روز روشن‌نشان ز بس دود بودى در آن عرصه‌گاه * چو شب روز و خور منخسف همچو ماه و چون صف سپاه آن دو گروه كينه خواه در آن صحرا كه ياد از دشت روز جزا ميداد آراسته گشت ، نعرهء نفير و غريو كوس و فرياد و سورن دلاوران با ناموس